تبليغاتX
وبلاگی برای همه ایرانیان
 

سلام به همه دوستان .

 

احتمالا همه از حركت زشت گوگل در تغيير اسم خليج پارس به خليج عربي كه تحريف تاريخه خبردارين براي امضاي اعتراض به اين حركت به لينكاي زير برين :

(1 ميلون امضا لازمه تا حالا حدود  300000 تا هست)

 

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

 

http://www.petitiononline.com/sos02082/

              

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 1:53 |

دانلود مداحي

 

 حاج سعيد حداديان
رديف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات با امام زمان (عج) 781 0:06:39


 

 سيد مهدي حسيني
رديف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات با امام زمان (عج) 291 0:02:18


 


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 0:54 |

مرد سال 1386

عصرايران - در ميان رسانه ها ، متداول است كه در پايان سال يا آغاز سال جديد ، مرد سال گذشته را انتخاب و معرفي كنند ، همانطور كه امسال نيز برخي رسانه اي چنين كردند.

وقتي در تحريريه عصرايران نيز پيشنهاد شد كه مرد سال 1386 ايران توسط اين رسانه نيز انتخاب و معرفي شود ، اين سوال مطرح شد كه چه كسي لايق اين عنوان است ؟ احمدي نژادي كه يك سال خبرساز ديگر را پشت سر گذاشت ؟ حداد عادلي كه در ماراتن انتخابات ، اول شد؟
محمدخاتمي كه هنوز اميد اصلاح طلبان است؟ اكبر هاشمي كه در تقابل با دولت نهم هنوز مي خواهد وزن سياسي خود را حفظ كند؟ علي لاريجاني كه در زمان او آتش پرونده هسته اي كم شعله تر شد ؟
منوچهر متكي كه در تكاپوي ديپلماسي فعال و جايگزيني آن با ديپلماسي منفعل است؟ عزت ا... ضرغامي كه سال سختي را زير فشارهاي منتقدان رسانه ملي ، از متحجران گرفته تا دگر انديشان پشت سرگذاشت؟ آقاتهراني ، روحاني گمنامي كه نامش با تدريس اخلاق به دولتمردان بر سر زبان ها افتاد و رأي دوم تهراني ها را در انتخابات مجلس هشتم به دست آورد؟
عماد افروغ  كه ديگر تمام تخم مرغ هايش را در سبد سياست نمي گذارد يا اكبر اعلمي كه صراحت بيانش ، كار دستش داد و به دست شوراي نگهبان ، مجلس بعدي را از دست داد؟ علي دايي كه در ميان باور و ناباوري ها شاهين مربيگري تيم ملي بر شانه اي او نشست ؟ يا ... ؟

  هر چند كه تمام اين چهره ها و بسياري ديگر ، مي توانستند در قالب معيارهاي رسانه اي عصرايران بگنجند و مورد سنجش قرار گيرند ولي ، حق مطلب ، به نظر ، چيزي فراتر از اين بود .از اين رو ، بر آن شديم كه به جاي برگزيدن مرد سال از چهر هاي شناخته شده ، به واقعيت هاي ملموس جامعه برگرديم و چهره سال 1386 را با نگاهي مردمي معرفي كنيم ؛ از ديدگاه ما :
مرد سال 1386، كسي است كه سال را با تورم كمرشكن آغاز كرد و با تورم كمرشكن تر به پايان برد و در طول 365 روزي كه بر او گذشت ، چه سختي هايي كه نكشيد و چه شگفتي هايي كه از افزايش بي منطق قيمت ها به سراغش نيامد و چه روزهايي كه با اندك حقوقش به بازار نرفت دست خالي باز نگشت و البته در طول سال، چه بي رحمانه كمرش شكست و كسي از همان كساني كه قرار بود بار گراني ها را از دوش مردم بردارند ، صداي خرد شدن استخوان هايش را نشنيد ... و شايد هم شنيد و خود را به نشنيدن زد!

چهره برتر سال ، آن كارمند و كارگر و كاسبي است كه در ابتداي سال 86 ، چرتكه انداخته بود كه با اندوخته اش و با وام و قرض و فروختن طلاهاي همسرش ، خواهد توانست پس از سال ها مستاجري ، در سال جديد ،خانه اي كوچك بخرد ولي كيمياي تدبير مسوولان ، چون به خاك مسكن خورد ، آن را به طلا تبديل كرد و بدين ترتيب ، تمام محاسبات او و تمام اميدهايش به باد فنا رفت و او ، اينك و در سالي ديگر ، همچنان در رنج مستاجري است و اين بار ، نه براي خريد خانه ، كه براي رهن آن چرتكه مي اندازد و پشتش مي لرزد و در دلش ، باعث و باني بي خانماني اش را نفرين مي كند و آه مي كشد و به روياهاي برباد رفته مي انديشد .

مرد سال ، آن مرد بي نوايي است كه صاحبخانه اش ، اسباب و اثاثيه اش را به كوچه ريخت و او ، چاره اي نداشت جز آنكه در گوشه يك پياده رو و در ميان نگاه هاي سنگين رهگذران با زن و كودكانش روزگار بگذراند .

شخصيت برتر سال گذشته ، آن معلم حق التدريس و آن كارمند بينواي "شركتي" است كه در لحظه به لحظه سال ، استثمار شدن رابا گوشت و پوست و استخوانش لمس كرد ، تبعيض ها را به هر مشقتي بود ، - به ناچار - تحمل كرد ، با اندك حقوقي كه بيشتر به يك شوخي توهين آميز مي ماند ،  - باز به ناچار - ساخت ، به وعده هاي هر از گاه مسوولان ، دل خوش كرد تا شايد فرجي در كارش شود و نه بيش از ديگران ، كه همانند همسانان خود مزد زحماتش و خدماتش را بگيرد ولي يك سال ديگر هم گذشت و او هنوز نگران آن است كه بي هيچ خطايي ، عذرش را بخواهند . راستي اگر كه اكنون سني هم از او گذشته است ، بخواهند تعديلش كنند(همان اخراج و از نان خوردن انداختن) چه كند اين مرد عيالوار و زحمتكش و شريف؟! شايد آن بالايي ها معتقدند كه اين ، ديگر مشكل خودش است!

مرد سال ، آن كارگري است كه از 15 ماه پيش تا به امروز ، حقوق نگرفته و به هزار رنج و مشقت و فلاكت و البته با هزار هزار قرض و وام و سيلي به صورت زدن ، همچنان سايه اش بر سر خانواده اش هست و چه مي كشد اين مرد در درون توفاني و غمبار خويش!

مرد سال ، آن نفرين شده اي است كه از بد روزگار كار و بارش به ادارات دولتي و كلانتري و دادگستري و شهرداري افتاد تا مجبور باشد براي يك كار ساده چند دقيقه اي هفته ها و ماهها برود و بيايد و تحقير شود و براي گرفتن حق مسلم خودش ، حتي پيش آبدارچي اداره  هم دست به جيب شود تا معناي واقعي تكريم ارباب رجوع را بفهمد!
 
چهره برتر سال ، آن مادري است كه براي مداواي كودك خردسالش ، قرنيه چشمش را فروخت و آن پدري است كه
 كليه خود را به فروش گذاشت تا شايد مرگ اقتصادي خانواده اش چند صباحي به تأخير افتد.
 
مرد سال ، آن جواني است كه براي ازدواج و اشتغال و مسكن به دنبال يك وام دو سه ميليوني ، ماهها تمام بانك ها را دويد و سر آخر وقتي خسته و نااميد ، خبردار شد كه "از او بهتران" ، تسهيلات ميلياردي را در چند روز مي گيرند و گاه پس هم نمي دهند ، دلش خون شد از اين همه "تبعيض" در ميانه اين همه "شعار عدالت" سر دادن .
 
مرد سال ، آن جوان فارغ التحصيل و متخصصي است كه در به در به دنبال يك كار معمولي مي گردد و نمي جويد و در همان حال مي بيند كه فلان نور چشمي هم سن و سالش ، مدام حكم هاي رنگارنگ و نان و آبدار مي گيرد و به ريش تمام جوانان و تحصيل كرده ها مي خندد و دعا به جان قدرت مي كند!

مرد سال ، سرپرست خانواده اي است كه از صبح تا نيمه شب ، دو يا سه جا كار مي كند ، مسافركشي مي كند و در حسرت ديدن رنگ چشم كودكانش هست چرا كه صبح كه خواب آلوده از خانه بيرون مي رود و شب كه خسته باز مي گردد ، آنها را فقط در رختخوابشان مي بيند و البته از يك بابت نيز راضي است كه ناگزير نمي شود چشم در چشم آنها ، شرمنده تقاضايشان شود.

چهره برتر سال ، كسي است خود و هر كه را كه مي شناسد، "هشت" شان گرو "نه" شان است ولي از زبان مسوولان مي شنود كه وضعشان خوب شده است ، كسي است كه بيكاري فلج اش كرده ولي وقتي تلويزيون را روشن مي كند ، با آمار حيرت آور اشتغال زايي مواجه مي شود . كسي است كه وعده هاي مسوولان برايش به يك طنز تلخ تبديل شده است و او هيچ كس را پاسخگوي خود نمي يابد و هر بار چيزي جز وعده هاي زيبا و شعارهاي هيجان برانگيز از مسوولانش تحويل نمي گيرد و چه تكرار ملال آوري!

چهره برتر سال ، آن زن بي همسري است كه در سال گذشته نيز همانند يك مرد و برتر از او ، در اين جامعه بي رحم و خشونت بار ، در نهايت پاكدامني و نجابت و صبوري ،كار كرد و كار كرد و كار كرد و اشك هايش را درون دل ريخت تا كودكان يتيم اش ، شايد بتوانند وعده اي غذاي گرم بخورند ، گاهي لباس ارزان قيمت ، ولي نو بپوشند و همچنان بتوانند به مدرسه بروند و درد بي پدري را كمتر احساس كنند.

مرد سال ، آن ايرانيي است كه در رسانه هاي كشورش، صداي مردم ديگر كشورها و همسايه هاي عرب و غير عربش را بيش از ناله ها و فريادهاي خاموش خود شنيد و هنگامي كه ديد چراغ خانه او را در منزل همسايه مي افروزند و او در تاريكي است با خود گفت اي كاش من هم اهل فلان كشور بدبخت بودم تا شايد دولتمردان من، كمي هم به من توجه مي كردند!

مرد سالي كه گذشت ...

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 0:54 |
مطلب زیر رو از وبلاگ یکی از دوستان برداشتم و اون رو به شما دوستان عزیز تقدیم میکنم.

(( منبع ))

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند
كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

مثال بعدي سويس است.
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس)
افراد تحصيل‌کرده‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم،
متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:
اخلاق به عنوان اصل پايه
وحدت
مسئوليت پذيري
احترام به قانون و مقررات
احترام به حقوق شهروندان ديگر
عشق به كار
تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده
نظم‌پذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.
ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
ما براي آموختن و رعايت اصول فوق كه (توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده است) فاقد اهتمام لازم هستيم.

اگر شما اين نامه را براي ديگران نفرستيد:

اتفاقي براي شما نمي‌افتد،
گربه شما نمي‌ميرد،
از محل كارتان اخراج نمي‌شويد،
هفت سال بدبختي بر سرتان آوار نمي‌شود
و مريض هم نخواهيد شد.

اما اگر ميهن خود را دوست داريد،
اين پيغام را به گردش بياندازيد تا شايد تعداد بيشتري از هموطنانمان مانند شما آن را بفهمند، تغيير كرده و عمل كنند

منبــــــــع

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 13:49 |

گفتگو با خدا...

 

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ

من كه نزدیكم (بقره/ 186)

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی:  أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ

دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 )

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی:  وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ

پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90)

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ

مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی:   اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ

ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳)

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی:  وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ

به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم

گفتی:  إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ...

منـــبـــع

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 13:38 |
نامه ای به پدر
 
 ************************************************
پدر در حال رد شدن از كنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد كه تخت خواب كاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يك پاكت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاكت رو باز كرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار كنم، چون مي خواستم جلوي يك رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا كردم، او واقعاً معركه است، اما مي دونستم كه تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالكوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينكه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يك تريلي توي جنگل داره و كُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يك رؤياي مشترك داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز كرد كه ماريجوانا واقعاً به كسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي كاريم، و براي تجارت با كمك آدماي ديگه اي كه توي مزرعه هستن، براي تمام كوكائينها و اكستازيهايي كه مي خوايم. در ضمن، دعا مي كنيم كه علم بتونه درماني براي ايدز پيدا كنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت كنم. يك روز، مطمئنم كه براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ كدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري كنم كه در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به كارنامه مدرسه كه روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
 
+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 13:31 |
6 راه برای شاد بودن :

۱)       اگر خواهان شادی وسعادت یک ساعته هستید ، کمی چرت بزنید.


2)       اگر خواهان سعادت وشادی یک روزه هستید ، به پیک نیک بروید.


3)       اگر خواهان شادی وسعادت یک هفته ای هستید ، به مسافرت بروید.


4)       اگر خواهان شادی وسعادت یک ماهه هستید ، ازدواج کنید.


5)       اگر خواهان شادی وسعادت یک ساله هستید، ثروتی به ارث ببرید.


6)       اگر خواهان شادی وسعادت برای همه عمر هستید ، از کاری که می کنید لذت ببرید .

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:30 |
*دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: ”سهم منو بده...“ دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“ دنیا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...“!!


  *هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.


 *به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.


  *تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است.


 *درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتا اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.


* برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.


*از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.


 * درون تو مشتی گوشت قرمز است كه دیدنش تو را با خودت مواجه نمی كند. تو لابلای آن گوشتهای قرمز درونت نیستی. آنجا را نگرد. خودت را در آرزوهایت خواهی یافت.


* اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را انتخاب كنید.


*دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:16 |

نوروز هم پيروز

خدای خوبم
سال 1386 گذشت و من مثل تمام سال‌های گذشته، از تو بزرگوار سپاسگزارم. سعادت داشتم تا 365 روز دیگر هم خورشید را تماشا کنم، شاهد لبخند و شادی اطرافیانم باشم، با چالش‌های زندگی برخورد و تجربه‌های بهتر زیستن را کسب کنم!.

خدای مهربانم
پیشاپیش، به خاطر هدیه گرانبهایت سپاسگزارم. از این که به من فرصت می‌دهی تا طعم شیرین لحظه لحظه‌های سال 1387 را بچشم، متشکرم. می‌دانم که تو بزرگوار، برایم بهترین‌ها را در نظر داری!

خدای همیشه همراهم
به پاس تمام بزرگواری‌ها و نعمت‌هایت، من هم قول می‌دهم که تمام سعی‌ام را کنم تا به بهترین و زیباترین شکل ممکن زندگی کنم: امیدوار، پرتلاش، شاد و صمیمی و سبز!

پس، هرلحظه تکرار می‌کنم: امسال، سال خوشبختی من است!
 
+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 14:31 |