تبليغاتX
وبلاگی برای همه ایرانیان

اين هم يك نوع جوك سياسي

چندي پيش جوكي به زبان انگليسي در دنياي نت زاده شد ! كه نكات ارزشمندي را در خصوص سياست هاي رسانه هاي آمريكايي در بر داشت .

ترجمه فارسي جك به شكل زير است :

مردي دارد در پارك مركزي شهر نيويورك قدم ميزند كه ناگهان ميبيند سگي به دختر بچه اي حمله كرده است.

مرد به طرف آنها مي دود و با سگ درگير مي شود .

سرانجام سگ را مي كشد و زندگي دختربچه را نجات مي دهد.

پليسي كه صحنه را ديده بود به سمت آنها مي آيد و مي گويد:

« تو يك قهرماني »

فردا در روزنامه ها مي نويسند :

" يك نيويوركي شجاع ، جان دختر بچه اي را نجات داد "

آن مرد ميگويد :

« اما من نيويوركي نيستم »

پس روزنامه هاي صبح مينويسند :

" آمريكايي شجاع جان دختر بچه اي را نجات داد "

آن مرد دوباره ميگويد :

« اما من آمريكايي نيستم »

« خوب ، پس تو اهل كجا هستي ؟ »

 

« من ايراني هستم ! »

 

فرداي آنروز روزنامه ها اينگونه مي نويسند : 

 

« يك تندروي مسلمان ، سگ بي گناه آمريكايي را كشت ! »

منبع :  وبلاگ هلوع

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در پنجشنبه ششم تیر 1387 و ساعت 18:3 |

شعر طنز محكمه الهي

يه شب كه من حسابي خسته بودم

 

همينجوري چشـــــــــامو بسته بودم

 

سياهي چشام يه لحــظه سر خورد

 

يه دفعه مثل مرده هـــــــا خوابم برد 

تــو خواب ديدم محشر كــبري شده

محكـمــة الهــــي بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

رديف رديف مقــابلش واستــــــــادن

چرتكه گذاشتــه و حساب مي كنـه

به بنده هاش عتاب خطاب مي كنـه

ميگه  چـرا اين همــه لج مي كنيـد

راهتــونو بـي خـودي كج مـي كنيـد

آيــــــــه فرستـادم كــه آدم بشيـــد

بــا دلخوشـي كنــار هـم جـم بشيد

 

 

برای خواندن ادامه ی شعر به ادامه ی مطلب تشریف ببرید...

 

( خیلی قشنگه )

 

عده ای از دوستان فایل صوتی این شعر رو درخواست داده بودن که من هم لینک

اون رو پایین گذاشتم.

 

فقط به اون صفحه ی جدیدی که رفتین چد ثانیه صبر کنید وسپس پایین دنبال Save file to your PC:صفحه بگردید و بعدش روی

  click here

کلیک کنید.

در ضمن حجمش هم حدود دو مگ هست.

http://www.2shared.com/file/3135749/b9dd17d8/Mahkameh_Elahi.html

 

 

 

 


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:48 |
حسنک کجایی؟؟؟!!! 

 

گاو ما ما  مي كرد گوسفند بع بع مي كرد سگ واق واق مي كرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي . شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 14:8 |

مهمترين سؤالهاي جامعه ايراني!

) اجتماعي:

كي عاشق كي شده؟
كي مراسم مي گيرن؟
مهريه­اش چقدر بود؟
جهيزيه اش چيا بود؟
آيا حامله است؟
چي زائيده؟


2) هنري:

كي با كي نسبت داره؟
كي چقدر مي گيره؟
كي قراره با كي ازدواج كنه؟
كي با كي به هم زده؟
كي كجا رقصيده؟


3) اداري:

كي چقدر مي گيره
كي قراره مدير بشه؟
كي با مدير نسبت داره؟
كي با مدير به هم زده؟
كي قراره ازدواج كنه ؟


۴) مراسم عروسي:

كي چي پوشيده؟
كي چي خريده؟
كي چي ماليده؟
كي با چي آمده؟
كي بخاطر كي نيومده؟


۵)بعد از مراسم:

كي چي پوشيده بود؟
كي چي آورده بود؟
كي چرا نيومده بود؟
كي بدون دعوت آمده بود؟
كي بود كه چيز مناسبي نپوشيده بود؟!


۶) تركيبي:

كي، كجا و با كي نسبت داشت كه حالا داره چقدر مي گيره؟
كي عاشق كي بود كه حالا چرا بره با يكي ديگه ازدواج كنه؟
كي از كجا آورد كه تونسته چي بخره؟
كي با كي به هم زده كه با كي خوب شده؟
كي با كي كجا رقصيده بودن كه چرا چيز مناسبي نپوشيده بودن؟

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در شنبه هشتم دی 1386 و ساعت 0:51 |

مهم ترين سوال هاي جامعه ايروني!!

1) اجتماعي:

كي عاشق كي شده؟

كي مراسم مي گيرن؟

مهريه­اش چقدر بود؟

جهيزيه اش چيا بود؟

آيا حامله است؟

چي زائيده؟


2) هنري:

 كي با كي  نسبت داره؟

بقیه در ادامه ی مطلب


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 16:34 |

سوالات کنکور دانشگاه آزاد!

1-كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2-در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3-در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.


4-علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

5-داغ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادی در هشت ترم

6-كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده

7-طراح سوالات كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 16:8 |

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 17:50 |
چندتا از فرقهای بین پسرها و دخترها !!

 

۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده

3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون

5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

6- دخترا می خوان سر پسرا کلا ه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست

9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره

10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله

11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن

13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید

14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن

17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه

18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن

19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه

20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش

22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه , نه؟

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن واسه اين مطلب نظر ميزارن میزنن و فحش ميدن.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 13:26 |

شکسپیر فرموده: اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو

برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده !(و حالا ادامه ی

ماجرا)

دانشجوي فيزيک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطکاک بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است !

دانشجوي آمار : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يک رابطه مجدد غير ممکن است !

دانشجوي زيست شناسي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... او تکامل خواهد يافت !

دانشجوي کامپيوتر : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگربرگشت ، از دستور کپي - پيست استفاده کن و اگر نه بهتر است که ديليت اش کني!

دانشجوي رياضي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه از در عدد صفر ضربش کن!

دانشجوي حسابداري : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر کن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهکار بفرست !

دانشجوي شوخ طبع : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش کن ، اين کار را مرتب تکرار کن !

دانشجوي صبور : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد !(همینه)

دانشجوي شکاک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، از او بپرس چرا ؟!

دانشجوي عجول : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش کن !

دانشجوي خوشبين : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن... نگران نباش بر مي گردد!

بيل گيتس: اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن...اگر بر گشت مي تواني به خاطر هزينه دوباره نصب شدن محاکمه اش کني ، اما به او بگو که همچنان مي تواند پيشرفت کند.

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 13:25 |
تفاوتهای آزاد و سراسری

آزاد: وقت درس = وقت استراحت
سراسری: وقت استراحت = وقت درس

آزاد: آخر ترم = اول ترم
سراسری: اول ترم = آخر ترم

آزاد: کتابخانه = زمان خواب
سراسری: زمان خواب = کتابخانه

آزاد: فکر درس = خواب
سراسری: خواب = فکر درس

آزاد: استاد = دانشجو
سراسری: دانشجو = استاد

آزاد: دوست = دشمن
سراسری: دشمن= دوست

آزاد: تخته وایت برد= دیوار خونه
سراسری: دویار خونه = تخته وایت برد

آزاد: کلاس = خونه
سراسری: خونه = کلاس

آزاد: واحد عملی= واحد نظری
سراسری: واحد نظری = واحد عملی

آزاد: پول = نمره 20
سراسری: نمره 20= پول

آزاد: زندگی = اتمام درس
سراسری: اتمام درس = زندگی

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 13:22 |

 

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.

چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عمو سبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.» فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم. همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد:

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . . بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت.»

فصلنامۀ «ره‌ آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286 – 287

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 13:36 |

این عکس هم قابل توجه آنتی فمینیست ها که مرتب با حضور خانم ها در عرصه های اجتماعی مخالفت می کنند . خودتان ملاحظه بفرمائید این نماینده فعال مجلس با چه دقتی حین برگزاری جلسه رسمی مجلس (به مانیتور دقت کنید ) مشغول فعالیت علمی هستند. به کیسه مملو از کتاب و مجله روی میز ایشان دقت کنید  و تامل ایشان روی الگوهای مجله (احتمالا زن روز) را در نظر آورید و به این یاوه گویان بفهمانید که چقدر حیف می شد اگر چنین عضو فعال جامعه نسوان در منزل می ماند و چه فاجعه هایی بخاطر عدم حضور این عضو فعال جامعه ممکن بود مملکت را تهدید کند.

www.4iranian.blogfa.com

ببینید این شیفته خدمت چگونه برای خدمتگذاری به خلق خدا  از جان مایه می گذارد

   واقعا مخالفان حضور فعال خانم ها در عرصه اجتماعی با دیدن چنین عکسی جز عرق شرم بر پیشانی آوردن و اظهار شرمندگی چه جوابی دارند؟

بعد بگین چرا آقای احمدی نژاد میگه، زنان ایران از آزادترین زنان جهان هستن....

 

+ نوشته شده توسط مجتبی بهمنی در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:17 |